حسین پاکدل: خولیان مست رسانههای فارسیزبان ضدانقلاب، با حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند
حسین پاکدل، بازیگر سینما، در یادداشتی با اشاره به نقش رسانههای فارسیزبان ضدانقلاب در جنگ اخیر نوشت: دشمنان این سرزمین کلید آغاز این جنگ را از سالیان پیش میزدند. خولیان مست رسانههای معاند، با حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند؛ کودکان لطیف مدرسه، زنان و دختران نجیب وطن، سربازان سروقد کشور همه قربانی این جنایت شدند.
به گزارش پایگاه خبری هفت رخ، حسین پاکدل، بازیگر سینما، در یادداشتی که در فضای مجازی منتشر شد، به نقش رسانههای فارسیزبان ضدانقلاب در جنگ اخیر و سالهای منتهی به آن پرداخت.
پاکدل در این یادداشت نوشت: «دشمنان این سرزمین کلید آغاز این جنگ و تجاوزِ اکنون بالفعلشده را به شکل بالقوه از سالیان پیش میزدند. از همان هنگام که پشت هم شبکههای رنگارنگ با سرمایههای کلان غولهای حریص، با پخش برنامههای مفرح، آنهم به فارسی با کمک و همراهی چند پشتکرده به میهن، فضای کشور را آلودهی مرام خود کردند. بعد کمکم لابهلای زنگ تفریحات، با شگردهای پیچیده، با تحقیق از هرچه و هرکه بود و هست، برچسبزنی، تحریف تاریخ و رواج کذب، انگ و تهمت و ایجاد افتراق و توزیع ناسزا به روح و روان و ذهن جامعه خصوص جوانان ناامید رخنه کردند.»
وی با اشاره به نقش رسانههای داخلی در این روند افزود: «از همان زمان که درب رسانهی سادهانگار داخلی همچنان بر همان پاشنههای بسته میچرخید، توسط این خولیان مست، آرام و با طمأنینه تخم مزدوری برای بیگانه در خاک خودی کاشته میشد؛ تا در زمان مقرر هماهنگ و یکباره با اشارهای، امن و امان شهرها را بههم بزنند.»
جنایت و رقص
پاکدل با اشاره به واکنش این رسانهها به حملات دشمن تصریح کرد: «از آنسو، با اشارت دشمن نگاه فرصتطلبها، از سر تعجیل با تکیه بر قدرت شلیک و برد رسانه، با سادهسازی همهچیز، همراه بانگ فتح دو روزهی تهران، وعدهی برگشت به خود و دیگران دادند. گاه حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند.»
این بازیگر با توصیف جنایات دشمن و همراهی رسانههای معاند با آن نوشت: «شهرها اسیر آتش و خون شد، خیل جوان و پیر میان شعلهها سوختند، بیبال و پر شدند، بیجان شدند، اینان زدند و رقصیدند. کودکان لطیف مدرسه، از سر تفریح با موشکِ تفرعنِ فرعون، غرق در خون خود شدند، زدند و رقصیدند. زنان و دختران نجیب وطن قطعهقطعه شدند، زدند و رقصیدند. کارخانههای روزیبخش، بناهای نو و کهنه، سرپناهها فروریخت، زدند و رقصیدند. بیمار و طبیب، پرستار و مراقب، در دل آوار له شدند، زدند و رقصیدند. سرباز سروقد وطن فدای میهن شد، بس خانوادهها که بیکس شد… زدند و رقصیدند…»
پاکدل در پایان با اشاره به کتاب «آزارشان به مورچه هم نمیرسید!» از اسلاونکا دراکولیچ، به خطر ناآگاهی از تاریخ و دوری از خردورزی در وقوع جنگها هشدار داد.
انتهای پیام/
