کتاب «لب پنجره نشسته بود» از بازگشت به خویشتن فراموششده میگوید
«لب پنجره نشسته بود» کتابی درباره بازگشت است؛ بازگشت نه به گذشته، بلکه به خویشتنِ فراموششده در هیاهوی جهان. کتاب در پی یادآوری این حقیقت است که پیش از آنکه انسان در پی خدا باشد، خدا در پی نگاه او بوده است.
به گزارش پایگاه خبری هفترخ، «لب پنجره نشسته بود» عنوان کتابی است مناسب برای مطالعه در ماه مبارک رمضا نویسنده کتاب مصطفی شاهرضایی پزشک و جراحی است که انس با قران وی را به جرگه حافظان قرآن کشانده است.
«لب پنجره نشسته بود» نه یک تفسیر کلاسیک قرآن است و نه مجموعهای از دلنوشتههای عاطفی؛ بلکه تأملی است وجودی در نسبت انسان و خدا در جهان معاصر. کتاب از نقطهای ساده آغاز میشود: خواندن آیه. اما بهتدریج خواندن به نشستن بدل میشود، و نشستن به دیدن. استعارهی «لب پنجره» در این اثر، تصویر حضوری است که پیش از ما بوده و پس از ما نیز خواهد بود؛ حضوری که نه در دوردست، بلکه در آستانهی نگاه انسان ایستاده است.
سیر کتاب از تامل در آیاتی درباره رزق، انفاق و بندگی آغاز میشود؛ جایی که انسان درمییابد مالک هیچ نیست و آنچه دارد، امانت است. از این نقطه، اثر به سوی چهرههای قرآنی حرکت میکند؛ به ایوب در متن رنج و سلیمان در اوج اقتدار. این دو تصویر، دو سوی متضاد زندگی را نمایندگی میکنند، اما هر دو با یک تعبیر ستوده میشوند: بازگشتکننده. کتاب نشان میدهد که بندگی نه در فقر تعریف میشود و نه در تمکن، بلکه در «بازگشت» دائمی دل؛ در آن نسبت درونی که انسان را، چه در ویرانهها و چه بر تخت قدرت، به سوی مبدا پیوند میدهد.
در ادامه، کتاب از ترس به شوق میرسد؛ از دغدغه نجات به تمنای دیدار. آیات مربوط به آتش و رستگاری، در کنار دعاهای مأثور، معنایی ژرفتر مییابند: رهایی تنها دور شدن از عذاب نیست، بلکه نزدیک شدن به حضور است. این چرخش مفهومی، اثر را از سطح اخلاقی صرف فراتر میبرد و آن را به نوعی الهیات تأملی بدل میکند؛ الهیاتی که در آن ایمان نه یک گزارهی ذهنی، بلکه تجربهای زیسته و آگاهانه است.
بخشهایی از کتاب به مفهوم «مرصاد» میپردازد؛ کمینگاهی که هم نشانه عدالت است و هم وعده نجات. در اینجا، کتاب به پرسشهای انسان امروز نیز نزدیک میشود: نسبت رنجهای تاریخی، بیعدالتیها و انتظار عدالت با حضور الهی چیست؟ پاسخ اثر نه شتابزده است و نه خطابی؛ بلکه دعوت به صبر، آگاهی و بازگشت است. مرصاد در این روایت، نه صرفاً تهدید، بلکه نقطهی تلاقی عدل و رحمت است.
از نظر ادبی، نثر کتاب آمیزهای از ایجاز قرآنی، ضرباهنگ مناجات و تصویرسازی شاعرانه است. متن، میان تأمل فلسفی و نجواهای عاشقانه در حرکت است؛ گاه با زبانی آرام و استدلالی، و گاه با لحنی سلوکی و شهودی. این ترکیب، آن را در سنت ادبیات سلوکی فارسی قرار میدهد و در عین حال، به آثاری در ادبیات معنوی جهان نزدیک میکند که کوشیدهاند میان ایمان، تجربه و زیست معاصر پلی بزنند.
«لب پنجره نشسته بود» در نهایت، کتابی درباره بازگشت است؛ بازگشت نه به گذشته، بلکه به خویشتنِ فراموششده در هیاهوی جهان. یادآوری این حقیقت که پیش از آنکه انسان در پی خدا باشد، خدا در پی نگاه او بوده است؛ از ازل، لب پنجره نشسته و منتظر آن لحظه که دل، دوباره رو به آسمان بگشاید. این کتاب توسط انتشارات نیستان هنر به تازگی وارد بازار نشر شده است .
