نقد فیلم «اردوبهشت» سیمرغدار فجر ۴۴
اردوبهشت سیمرغدار فجر ۴۴ اثری است برگرفته از عدالتخواهی که تلاش دارد تذکری بر غفلت نهادی باشد.
به گزارش پایگاه خبری هفترخ، نقد فیلم «اردوبهشت» را باید از نقطهای آغاز کرد که سینما از بازنمایی صرف یک واقعه تاریخی عبور میکند و به سطحی بالاتر از روایت، یعنی «معنا» و «مسئولیت» میرسد. این فیلم با الهام از یکی از تلخترین حوادث شهری تهران در ابتدای دهه هشتاد، نه در دام تاریخنگاری خشک میافتد و نه به بازسازی گزارشی واقعه بسنده میکند، بلکه با مهندسی دقیق روایت، حادثه را به بستری برای واکاوی مفاهیمی چون غفلت نهادی، عدالتخواهی طبقه خاموش، مسئولیت اجتماعی و امکان احقاق حق در ساختارهای پیچیده قدرت تبدیل میکند. «اردوبهشت» از همان آغاز، موضع خود را روشن میکند: این فیلم درباره گذشته نیست، بلکه درباره اکنون و آینده است؛ درباره این هشدار دائمی که اگر چشم بر استاندارد، نظارت و اخلاق ببندیم، فاجعه همواره در کمین است.
ساختار روایی فیلم، یکی از شاخصترین نقاط قوت آن به شمار میرود. با وجود زمان طولانی نزدیک به 130 دقیقه، روایت نهتنها دچار افت ریتم نمیشود، بلکه با چینش زنجیرهوار سکانسها، مخاطب را به شکلی آگاهانه و حسابشده در دل قصه نگه میدارد. هیچ پلان اضافی، هیچ گره روایی رهاشده و هیچ پرش ناموجهای در مسیر داستان دیده نمیشود. این انسجام، حاصل فیلمنامهای است که بهخوبی منطق دراماتیک، تقدم و تأخر اطلاعات و تعلیق تدریجی را میشناسد. صحنههای دادگاه که بهطور طبیعی میتوانستند به دام تکرار و ملال بیفتند، با تقسیم محتوایی هوشمندانه و تنوع در زاویه دید، هر بار لایهای تازه از منازعه حق و قدرت را آشکار میکنند و بهجای خستهکردن مخاطب، او را درگیرتر میسازند.
در سطح معنا، «اردوبهشت» فیلمی عمیقاً اخلاقمحور است. پیام اثر به روایت یک فاجعه محدود نمیشود، بلکه بر این نکته تأکید دارد که عدالتطلبی—even با دستان خالی و بدون پشتوانه قدرت و ثروت—میتواند به نتیجه برسد، اگر بر ایمان، پایداری و حقمداری استوار باشد. فیلم با شجاعت، هم چهرههای شایسته و عدالتطلب در بدنه حاکمیت را نشان میدهد و هم افراد منفعتطلب، سلطهجو و سیاستزدهای را که دغدغهشان نه جان انسانها، بلکه مدیریت افکار عمومی و حفظ موقعیت خود است. این تقابل، بدون شعارزدگی و با اتکا به کنش دراماتیک شخصیتها شکل میگیرد و همین امر به اثر وجاهت تحلیلی میبخشد.
بازیگری در «اردوبهشت» در سطحی ممتاز و کمنظیر قرار دارد. ستاره پسیانی در نقش اصلی زن، با درک دقیق از لایههای روانی شخصیت، حضوری باورپذیر و تأثیرگذار ارائه میدهد، اما اوج بازیگری فیلم بیتردید به حامد بهداد در نقش «شاهمهدی» تعلق دارد؛ نقشی که میتوان آن را یکی از ماندگارترین و پختهترین کارنامه او در سینمای ایران دانست. بهداد با کنترل کامل بر بدن، صدا و سکوت، شخصیتی را خلق میکند که همزمان زخمی، مصمم، انسانی و عدالتخواه است و حتی در لحظات اوج احساسی نیز به ورطه اغراق نمیافتد. بازیگردانی دقیق فیلم نیز سبب شده تا نقشهای فرعی، هرچند کوتاه، کارکرد دراماتیک مشخصی داشته باشند و به پیشبرد روایت کمک کنند.
از منظر طراحی صحنه، لباس و گریم، فیلم موفق میشود فضای دهه هشتاد خورشیدی را با دقتی مثالزدنی بازآفرینی کند. لوکیشنها—پارک و محله تا خانهها و فضاهای اداری—نه صرفاً بازسازی نوستالژیک، بلکه حامل حس اجتماعی و طبقاتی آن دورهاند. گریم و لباس شخصیتها کاملاً منطبق با جایگاه اجتماعی، شغل و زمانه آنان طراحی شده و به باورپذیری جهان فیلم کمک شایانی میکند.
نویسندگی اثر، که بر عهده محمد داودی استنویسندهای با سابقه همکاری در آثاری چون «قصر شیرین» و «نگهبان شب»در این فیلم به بلوغی قابل قبول رسیده است. دیالوگها کارکردی روایی دارند، نه تزئینی، و از دل موقعیت بیرون میآیند. انتخاب عنوان «اردوبهشت» نیز هوشمندانه است؛ نامی با بار عاطفی و معنایی لطیف که تلخی فاجعه را در قاب انسانیتر و ماندگارتر قرار میدهد و یاد قربانیان را از سطح سوگ صرف به سطح تأمل اخلاقی ارتقا میدهد.
فیلم در لایهای اجتماعی و آموزشی نیز عمل میکند. پیام آن تنها متوجه مسئولان شهری نیست، بلکه هشدار جدی برای مربیان، معلمان و مدیران مدارس است: اتکا به مجوز، مهر و امضا کافی نیست و مسئولیت مراقبت از جان کودکان، مسئولیتی شخصی و غیرقابل واگذاری است. از این منظر، «اردوبهشت» اثری پیشگیرانه و آگاهیبخش است که میکوشد استاندارد، نظارت و حساسیت اجتماعی را به مطالبهای عمومی تبدیل کند.
