نقاشی سارا رحمانزاده خوانشی از یک هویت تکثیرشده را به نمایش میگذارد
در آثار سارا رحمانزاده، زن در وضعیت سکون تصویر میشود، اما رنگ و بافت بهویژه در پرداخت موها از نیرویی فشرده خبر میدهند؛ نیرویی که در گذار هنرمند از نقاشی به آینهکاری و حجم، به «بازتاب» و تجربهای مشارکتی برای مخاطب تبدیل میشود.
به گزارش پایگاه خبری هفترخ، در جهان تصویری سارا رحمانزاده، تنشِ اصلی نه در حادثههای بیرونی، بلکه در فاصله میان «آنچه دیده میشود» و «آنچه درون میسوزد» شکل میگیرد. او نقاشی سوژه زن را در وضعیتی کنترلشده و آرام قرار میدهد؛ بدنی متین و سکونگرا که در برابر فوران انرژی رنگی بهویژه در موها قرار میگیرد. این تضاد، امضای فرمال و مفهومی آثار اوست؛ سطحی آرام، اما نیرویی فشرده در زیر پوست تصویر.
سرخی در آثارش تنها رنگ نیست، «میدان فشردهای از عاطفه» است از عشق و میل تا خشم، مقاومت و شهامت. مهمتر آنکه او بهجای نمایش لحظهی انفجار، لحظهی «مهار آتش» را انتخاب میکند؛ جایی که شدت، به انضباط بصری بدل میشود و اثر را از بیانگری صرفاً احساسی جدا میکند و به قلمروی روانشناختی میبرد.

نقطه چرخش در مسیر رحمانزاده، ورود آینه است؛ نه به عنوان تزیین، بلکه به عنوان تغییر در سازوکار معنا. آینه تصویر را تکثیر و قطعهقطعه میکند و هویت را از حالت یکپارچه بیرون میکشد.
در مجموع آثار سارا رحمانزاده بر تلاقیِ سه محور بنا شدهاند: کنترل، شدت، و بازتاب. از یک سو سطوح آرام، ترکیببندیهای حسابشده و جزییات تزیینی، بدن را در نظم خود نگه میدارند؛ از سوی دیگر رنگهای گرم و پرداخت پرانرژی موها، نیروی فشردهای را به تصویر تزریق میکنند که مدام میخواهد از قاب عبور کند. این کشمکش، وقتی به آینه و حجم میرسد، از سطح نقاشی فراتر میرود و به تجربهای تبدیل میشود که مخاطب را نیز در نسبت با «هویتِ چندلایه» شریک میکند.

