مهدویان در «نیمشب» به نمایش جنگ میپردازد
مهدویان پس از تجربههای نهچندان موفق سالهای اخیرش که تا حدی او را از مسیر اصلی خود دور کرده، در «نیم شب» اثر قابل قبولتری ارائه داده که ریشه اصلی این موفقیت در ساختار منسجم فیلمنامه است.
به گزارش پایگاه خبری هفترخ، فیلم «نیمشب» ساخته محمدحسین مهدویان، اثری است که با تمرکز بر وقایع ملتهب جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، گامی رو به جلو در کارنامه اخیر کارگردانش محسوب میشود. مهدویان که پس از تجربههای نهچندان موفق در «زخم کاری»، «مرد بازنده» و «شیشلیک»، تا حدی از مسیر اصلی خود فاصله گرفته بود، در این فیلم توانسته است اثر قابلقبولتری ارائه دهد که ریشه اصلی این موفقیت را باید در ساختار محکمتر فیلمنامه «نیمشب» جستوجو کرد.
مهدی یزدانیخرم در مقام نویسنده، متنی در ستایش صلح نگاشته است که اگرچه در برخی دقایق به ورطه شعارزدگی میافتد (که شعار دادن لزوما ایراد نیست)، اما میتوانست با دوری از محافظهکاری، صریحتر عمل کند؛ برای نمونه، مواجهه فرمانده میدان خنثیسازی بمب با آن مامور مجهولالهویه کتوشلواری، پتانسیل بالایی برای واکاوی تضادهای درونی داشت که به دلیل همین رویکرد محافظهکارانه، در هالهای از ابهام باقی مانده است. با این حال، فیلمنامه موفق میشود مخاطب را تا لحظه آخر با خود همراه کند.
نقطه ضعف بنیادین دراماتیک اثر، به تفاوت ماهوی میان «رمان» و «فیلمنامه» بازمیگردد. یزدانیخرم به دلیل پیشینه ادبیاش، آگاهانه یا ناآگاهانه، الگوی روایی رمان را به سینما تحمیل کرده است؛ نتیجه این رویکرد، حضور انبوهی از بازیگران و نابازیگران در صحنه است که فاقد هرگونه اکت سینمایی، پیشبینی رفتاری یا دیالوگ هستند. برخلاف رمان که نویسنده میتواند تنها بر حس و کلام یک یا دو شخصیت تمرکز کرده و توده مردم را در پسزمینه رها کند، در قاب سینما حضور هر فرد باید منطقی دراماتیک داشته باشد، در حالی که در اینجا ما با جمعیتی مواجهیم که صرفاً حضور فیزیکی دارند. با این حال، نباید از نقاط قوت متن غافل شد؛ روایت یزدانیخرم از مسئله سرطان و بیماری همسر شخصیت اصلی، یکی از فرازهای درخشان و انسانی فیلمنامه است که حس و حالی عمیق به کل اثر بخشیده است.
یکی از وجوه بحثبرانگیز «نیمشب»، جسارت سازندگان در مواجهه با مواردی است که به خط قرمز مرسوم شده است. نمایش واقعگرایانه فضای داخل آسایشگاه ارامنه، وضعیت حجاب بازیگران و بهویژه سکانسهای عاطفی میان زوج اصلی در بیمارستان و دراز کشیدن در کنار همسر بیمار، مواردی است که در سینمای فعلی ایران بهراحتی امکان نمایش نمییابند. اگرچه این گشایش در روایت صحیحتر داستان موثر بوده، اما لازم است این مسیر که با حمایت نهادهای رسمی باز شده است، برای سایر آثار و فیلمسازان نیز هموار شود تا استانداردهای دوگانه در ممیزی، مانع روایتهای واقعگرایانه نشود.
در بخش اجرا، بازیگری پاشنه آشیل اصلی فیلم است. به جز نقشآفرینی احسان منصوری و بازیهای کوتاهی که در نقش پزشکان زنان و بیهوشی شاهد هستیم، مابقی بازیها بهوضوح ضعیف و باورنکردنی است. دیالوگها در دهان بازیگران نمینشیند و حس بیگانگی میان بازیگر و نقش موج میزند؛ در این میان، بازی الناز ملک در نقش دختر معتاد پارک شفق، یکی از ناموفقترین تجربههای فیلم است که با کلامی سطحی و تکراری، فرسنگها با واقعیت چنین شخصیتی فاصله دارد.
علاوه بر این، فیلم برای موفقیت در اکران عمومی نیازمند یک جراحی جدی در میز تدوین است. برخی سکانسها به دلیل ضعف نگارش یا عدم اجرای مناسب، خروجی «نچسبی» پیدا کردهاند؛ از جمله لحظه وزش باد و صف کشیدن غلوآمیز ماموران و مردم برای مهار بمب، یا سکانس سقوط بمب حین حمل به ماشین که تعلیق لازم را ایجاد نمیکند و باید حذف یا اصلاح شوند. با تمام این اوصاف، پرداختن مهدویان به سوژه جنگ ۱۲ روزه در زمانه کنونی، جسارتی ستودنی است که «نیمشب» را به اثری قابل بحث در سینمای امروز بدل میکند.
منبع: مهر
