» سینما » حضور فیلم سینمایی «قمارباز» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر
سینما - هنرهای هفتگانه

حضور فیلم سینمایی «قمارباز» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر

بهمن ۱۴, ۱۴۰۴ 10

فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری با انتخاب سوژه‌ای ملتهب و معاصر، سراغ یکی از حساس‌ترین بحران‌های اخیر می‌رود. فیلم با تکیه بر فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی قابل‌قبول و بازی‌های کنترل‌شده، تصویری متفاوت از سینمای امنیتی ارائه می‌دهد؛ هرچند در اجرا و پایان‌بندی بی‌نقص نیست.

به گزارش پایگاه خبری هفت ‌رخ، فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و با بازی کوروش تهامی، شبنم قربانی و آرمین رحیمیان از جمله آثاری است که در جشنواره فیلم فجر امسال، دست روی یکی از ملتهب‌ترین و بحث‌برانگیزترین سوژه‌های ماه‌های اخیر گذاشته است؛ موضوعی که جامعه ایران به‌طور مستقیم با آن درگیر بود: دفاع مقدس ۱۲ روزه و ماجرای هک بانک سپه.

«قمارباز» از منظر فیلمنامه‌نویسی و دیالوگ‌نویسی، اثری قابل‌توجه و حتی جلوتر از کارگردانی است. متن فیلم تلاش می‌کند با حداقل اغراق، روایتی امنیتی ـ سیاسی را در بستری دراماتیک پیش ببرد و در این مسیر، موفق می‌شود تعلیق و کنجکاوی مخاطب را تا حد زیادی حفظ کند.

دیالوگ‌ها حساب‌شده‌اند و اغلب کارکرد روایی دارند، نه صرفاً توضیح‌گویی و فیلمنامه از یک منطق داستانی خوبی برخوردار است.

فیلم اما به دلیل محدود بودن لوکیشن(کل اتفاق فیلم فقط در یک آپارتمان اتفاق می‌افتد) و تعداد کم بازیگران، در مقاطعی ممکن است برای بخشی از مخاطبان دچار افت ریتم و ایجاد حس یکنواختی شود.

با این حال، کشش داستانی به‌اندازه‌ای هست که تماشاگر را تا پایان با خود همراه کند و اجازه رها کردن روایت را ندهد.

در بخش بازیگری، «قمارباز» عملکرد قابل قبولی دارد. به‌ویژه آرمین رحیمیان در نقش مأمور اطلاعاتی، تصویری متفاوت و باورپذیر ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که هم‌زمان آرام و مضطرب است، صریح اما محاسبه‌گر برخورد می‌کند و با نوعی «بازی ذهنی» با آدم‌ها، تلاش می‌کند قواعد بازی پشت پرده را کشف کند.

می‌توان گفت یکی از معدود دفعاتی است که تصویر یک مأمور اطلاعاتی در سینمای ایران، بدون اغراق‌های مرسوم و کلیشه‌ای، این‌چنین کنترل‌شده و انسانی از کار درآمده است.

نقطه‌ضعف فیلم را می‌توان در بخش پایانی دانست؛ جایی که روایت با نوعی شتاب‌زدگی جمع‌بندی می‌شود. اضافه شدن مؤلفه «جاسوسی دوجانبه» در پایان، اگرچه از نظر داستانی قابل دفاع است، اما پرداخت ناکافی آن باعث می‌شود تأثیر لازم را نگذارد و حتی این حس ایجاد شود که حذف آن، به انسجام کلی اثر کمک بیشتری می‌کرد.

با این حال، نمی‌توان از اهمیت تجربه اول محسن بهاری به‌سادگی گذشت. او پس از ۱۷ سال فعالیت به‌عنوان منشی صحنه، توانسته نخستین فیلم بلند خود را با تسلط نسبی بر اجرا و روایت به سرانجام برساند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد «قمارباز» بیش از آنکه یک تجربه خام باشد، حاصل سال‌ها حضور در پشت صحنه سینماست.

نکته قابل تأمل دیگر، ادعای کارگردان درباره واقعی بودن بیش از ۷۰ درصد داستان است؛ ما در صورت صحت، ارزش فیلم را به‌عنوان یک اثر ملهم از واقعیت‌های معاصر، دوچندان می‌کند.

در مجموع، «قمارباز» اثری جسور در انتخاب سوژه، قابل دفاع در فیلمنامه و بازیگری، و قابل‌قبول در اجراست؛ فیلمی که با وجود برخی ضعف‌ها، نوید ورود یک فیلمساز آشنا با زیست سینما را به عرصه کارگردانی می‌دهد.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×